X
تبلیغات
حرفای دل عاشق

حرفای دل عاشق

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی.....

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

 

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر

 می خواد!
 

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ،

صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
 

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

 

*دوست دارم باران*

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 15:36  توسط دوعاشق  | 

تقدیم به بهترینم...

عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 17:21  توسط دوعاشق  | 

کجایی عزیزم ....ای یار مهربانم .....

باز دلم میخواهد گریه کند

باز می خواهد این زخم کهنه را تازه کند

گریه می کنم از بخت سیاهم

ناله می کنم از سنگینی .بار غم هایم

گریه می کنم تا دلم پاک شود

از غم دوری تو آزاد شود

نمی توانم آتش عشقت را در دلم خاموش کنم

با قطره اشکم عشق تو را فراموش کنم

انگار خیال با تو بودن یک رویا بود

در کنارت بودن فقط برایم خوابی زیبا بود

کاش هرگز از این خواب بیدار نمی شدم

کاش اینگونه با پایت گرفتار نمی شدم

حال بی نور ماهت چه کنم ؟

جز روشن کردن شمع نیمه جانم چه کنم

بی بوی تو دیگر زندگی معنایی ندارد

چشمان پر از اشکم دیگر سویی ندارد

تو را در گریه هایم می بینم

همچو این شمع در این تاریکی می میرم

صدایت میزنم همراه گریه هایم

کجایی عزیزم ....ای یار مهربانم ..........

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 19:35  توسط دوعاشق  | 

درکم کن عزيزم....


 
درکم کن 

اشكهايم

  نگاه هايم

  حرفهايم

  و سكوتم

  نه

  هيچ يك اثري نداشت

  همه بي اثر بود

  مي رود

  بدون نگاهي

  و من فكر مي كنم

  و به ياد مي آورم

  روزي را كه گفت " من هستم،تو هم باش "

  نگاهي مي كنم

  من هستم

  اما او............

 

مي نشينم

در كور سوي كوچه ي تنهايي

روزها به صبر

شب ها به انتظار

گذر زمان

گذر عمر

گفتند چون مي گذرد غمي نيست

گذشت

اما با غم

گفتند اين نيز بگذرد

گذشت

اما سخت

حال چه كنم

به چه شوقي

به چه اميدي

گذرعمر را تماشا كنم

در انتهاي كوچه ي تنهاي

 

 حرف آخر:

خواستم براي نبودنت دلتنگي کنم  

که خيا لت آمد....

*دوست دارم عزیزم*

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 23:23  توسط دوعاشق  | 

برای تو...

اسمان را قسمت کردند:

تکه ای برای ابر...

تکه ای برای رود...

تکه ای برای دریا

دلم را قسمت کردند:

تکه ای برای تو...

تکه ای برای تو...

تکه ای برای تو...

 

اینم تقدیم به تو

خیلی دوستت دارم همیشه به یادتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 11:38  توسط دوعاشق  | 

تقدیم به گلم...

 

می نويسم از  قلب مهربانت از آن احساس پاکت

می نويسم از چشمان زيبايت از نگاه پر از عشقت

با صداقت می نويسم نخستين عشقم تويی و با يک دلی می نويسم که با تو

تا آخرين لحظه خواهم ماند

با چشمان خيس می نويسم که خيلي مهرت در دلم نشسته و با بغض می نويسم

که مرا تنها نگذار عزيزم

می نويسم از آن حرفهاي شيرينت و آن لحظه ی رويايی که من و تو در آن آشنا شديم

و شيفته ی قلب های سرخ هم شديم

آن چه که می نويسم حرف دل است و بس

حرف دل عاشق و بی قرار من

می نويسم و فرياد می زنم

با تمام وجود دوستت دارم

عشق من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 17:59  توسط دوعاشق  |